مدح و شهادت رهبر شهید انقلاب در آئین وداع و تشییع آن حضرت
دل صــد پـــارهام آرام نــگـیــرد آقـا جگـر پـاره که مـرهـم نپـذیـرد اصلا دل خـونـیـن شدهام هـیچ نـدارد بـاور چه غریبانه شدی از قفـس جسم رها همه عـالم خـبر پَـر زدنت را گـویـند دل بیتاب مرا نیست که گوش شـنوا من نمیخواهم و هر لحظه زنم فریادش بگـذاریـد که بـاور نکـنـم این غـم را بگذارید که در عزلت تنهایی خویش دق کنم؛ نشنوم هرگز که شدم بیبابا چشم هرگاه به هم مینهم از هُرم جگر اشک سرخم به فغانی کند اینگونه دعا کاش برخیزم و گویند؛ نرفتی تو هنوز آن خـبر طرح فـریبیست برای اعدا یا که با معجرهای کاش شود برگردی جـان نـاقـابل من جـای تو گـردد فـدا چند ماه است که جان بر لبم از دوریتان باز دارم به دل امـید که شاید شما ... مثل جدت به لب تشنه شدی طائر عرش ارباً اربا شدهای زآن همه موشک گویا مملو از درد و پُر از بغض و همه فریادم بارالها نـظری زین غـم طاقـتفـرسا متوسل به رقـیه شده سائل که چو او زودتر از همگان سـوی تو آیـم مولا |